احمد مجد الاسلام كرمانى
304
سفرنامه كلات ( فارسى )
آيا تمام را خودش ضبط كند يا به حضرت اشرف هم سهمى بدهد خيالى كه نداشت پرداختن اموال به صاحبانش بود ، در اين باب حق هم داشت چرا كه اين اموال صاحب معلومى نداشت و صاحبان آنها عابرين بودهاند كه بعزم زيارت ارض اقدس راه پيمودهاند و بعد از آنكه مالشان بردهاند يا خودشانرا هم كشتهاند و اسمى از آنها باقى نمانده و اگر هم زنده ماندهاند به شهر خودشان رفتهاند و هيچ به اين خيال نيستند كه مال خود را پس بگيرند و به همين مطلب قناعت بلكه كمال رضايت را دارند كه جانشان بسلامت مانده و در ممالك ايران رسم نيست كه كسى در خيال استرداد اموال مسروقه باشد بلكه همين قدر كه مال را بردند بسلامتى جانش راضى است حتى آنكه در ميان ما مردم ايران مثلى معروف است كه ميگويند « سود سفر سلامتى است » مخصوصا در بيابانها كه هركس به طرفى مسافرت كند يقين دارد كه در اين سفر گرفتار دزد خواهد شد اين است كه اغلب سعى ميكنند كه جمعيت قافله را زياد كنند تا از دستبرد دزدان ايمن بمانند و بعضى اوقات از خودشان مستحفظ با اسلحه تدارك مينمايند و تفنگچى همراه خود برميدارند « 1 » چونكه در خطوط ايران « قرهسوران » و مستحفظين و قراول و غيره ابدا نيست اگرچه در دفتر اسمى از قرهسوران هست ولى فقط رسم اين است براى گرفتن مواجب كه حاكم هر ولايتى مبلغى از ماليات را باسم مستحفظين راه با دولت حساب مىكند اما
--> ( 1 ) در كشور پهناور و كم جمعيت ايران كه آباديها و شهرها در فواصل دور از يكديگر قرار گرفتهاند و با نبودن وسائط نقليه سريع السير حمل و نقل كالاها در داخل كشور با دشواريهاى بسيار مواجه بود خاصه كه حفظ امنيت راهها در قسمت مهمى از خاك كشور به علت وجود خانهاى متنفذ و ايلات و عشاير ساده لوح و احيانا گرسنه از حدود توانائى عدهاى معدود قرهسوران خارج بود و به همين جهت چهارپاداران و مكاريها ناگزير بودند كه براى حفظ و حراست اموال و امانات مردم و جان و مال خويش عدهاى مسلح با قافله و كاروان خود همراه كنند و چون در آن زمان حمل اسلحه عملا منع قانونى نداشت بعضى از مسافرين نيز كه همراه كاروان سواره يا پياده حركت ميكردند مسلح بودند . م . خ